سلام به همه دوستان هدفمند
دلم براتون تنگ شده بود گفتم بیام یه سری به شما موافقان و مخالفان بزنم
نظراتتونو داشتم میخوندم یه سری از مخالفان معلم دیکته ام شدند یه سریا از روزنامه و تلویزیون میگن بعضی ااا از اتفاقات جدید و قدیم میگن اندک جماعتی هم تشویق ام کردند 
زمانی که من خرید کردم مدیر عامل کمپانی و دستگیر کردن اما کوئست ادامه داشت چند وقت بعد آزاد شد و ما همه چیزو فراموش کرده بودیم که بعد ها فهمیدم دستگیری وجی ربطی به کوئست نداشت و حال هنوز کوئست ادامه دارد چون من های بیکار زیاده و باید من ها سرگرم کاری باشیم که از پارک و سر محل نشستن و بسیار آسیب های اجتماعی دور باشیم
پیشنهاد به تمام کسانی که روزی کوئستر بودنند : شما هایی که با علم و آگاهی به اینکه وارد quest net می شوید روزی یکی از محصولات کمپانی را خریداری می کنید محصولاتی که واقعی و قابل دریافت می باشد پس چرا بعد از مدتی (بعضی از دوستان) همه چیز را فراموش می کنید. همان روز اول می توانید خرید انجام ندهید میتوانید بگویید من نیازی به این کار یا محصول ندارم چرا خرید می کنی؟ غیر از این است که می خواهید شما هم به پول برسید تا نیازهای خودتان را براورده کنید؟ چرا که در این سن حتی هنوز به نیاز های خود قادر به فکر کردن اش هم نیستید. قبل از کم آوردن خوب فکر کن که در نهایت چه اتفاقاتی در انتظار توست.
پیشنهاد به تمام کسانی که کوئستر هستند : تبریک به غیرت و هدفای سوزانتون فقط یه چیزی با پولهایی که بدست میارید نیازمندان را فراموش نکنید آنهایی که حتی هزینه خرید یک uv را هم ندارند. نزدیک به عید نوروز ه کسانی رو که می دونین نیازمندن رو نو نوار کنید خدا تو کاسه همه یه چیزی رو می زاره کاری کن تو کاسه تو خیرو برکت بزاره
http://www.mahak-charity.org/main.php
GOOD LUCK
نظرات ()مقدمه
قبل از خواندن مقاله بجای کلمات ( لیدر . رهبر . کارآفرین . مدیر ) اسم خودت رو جای این کلمات بگذار و در موردش حسابی فکر کن باور کن تو میتونی خفن ترین آدم رو زمین بشی .
شناسایی و پرورش صفات لیدرها کمک بسیار بزرگی به فرد برای هر کاری که انتخاب میکند خواهد بود چه این کار، نت ورک باشد چه هر گزینه دیگر شغلی. زمانی تصور میشد که مدیران به جای ساخته شدن، متولّد میشوند و صفات آنها به قدری نادر و خاص تصور میشد که در هر جایی یافت نمیشد........
نظرات ()
| قورباغه ها | |
|
قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که باهم مسابقه ی دو بدن . هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود. جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند و مسابقه شروع شد.... راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند. شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید: "اوه,عجب کار مشکلی!!" "اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند." یا "هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!" قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند. بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند... جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!" و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر.... این یکی نمی خواست منصرف بشه، بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید! بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟ اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟و مشخص شد که... برنده ی مسابقه کر بوده!!! هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید! هیشه به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که می خونید یا میشنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره پس: همیشه.... مثبت فکر کنید! و بالاتر از اون کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید! و هیشه باور داشته باشید: ما همراه خدای خودمون همه کار می تونیم بکنیم. |
راه بهشت
مردی با اسب و سگش در جادهای راه میرفتند. هنگام عبور از کنار درخت عظیمی، صاعقهای فرود آمد و آنها را کشت. اما مرد نفهمید که دیگر این دنیا را ترک کرده است و همچنان با دو جانورش پیش رفت. گاهی مدتها طول میکشد تا مردهها به شرایط جدید خودشان پی ببرند.
پیادهروی درازی بود، تپه بلندی بود، آفتاب تندی بود، عرق میریختند و به شدت تشنه بودند. در یک پیچ جاده دروازه تمام مرمری عظیمی دیدند که به میدانی با سنگفرش طلا باز میشد و در وسط آن چشمهای بود که آب زلالی از آن جاری بود. رهگذر رو به مرد دروازهبان کرد: «روز به خیر، اینجا کجاست که اینقدر قشنگ است؟»
دروازهبان: «روز به خیر، اینجا بهشت است.»
- «چه خوب که به بهشت رسیدیم، خیلی تشنهایم.»
دروازهبان به چشمه اشاره کرد و گفت: «میتوانید وارد شوید و هر چه قدر دلتان میخواهد بوشید.»
- اسب و سگم هم تشنهاند.
نگهبان: واقعأ متأسفم. ورود حیوانات به بهشت ممنوع است.
مرد خیلی ناامید شد، چون خیلی تشنه بود، اما حاضر نبود تنهایی آب بنوشد. از نگهبان تشکر کرد و به راهش ادامه داد. پس از اینکه مدت درازی از تپه بالا رفتند، به مزرعهای رسیدند. راه ورود به این مزرعه، دروازهای قدیمی بود که به یک جاده خاکی با درختانی در دو طرفش باز میشد. مردی در زیر سایه درختها دراز کشیده بود و صورتش را با کلاهی پوشانده بود، احتمالأ خوابیده بود.
مسافر گفت: روز به خیر
مرد با سرش جواب داد.
- ما خیلی تشنهایم.، من، اسبم و سگم.
مرد به جایی اشاره کرد و گفت: میان آن سنگها چشمهای است. هرقدر که میخواهید بنوشید.
مرد، اسب و سگ، به کنار چشمه رفتند و تشنگیشان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشکر کرد. مرد گفت: هر وقت که دوست داشتید، میتوانید برگردید.
مسافر پرسید: فقط میخواهم بدانم نام اینجا چیست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمری هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نیست، دوزخ است.
مسافر حیران ماند: باید جلوی دیگران را بگیرید تا از نام شما استفاده نکنند! این اطلاعات غلط باعث سردرگمی زیادی میشود!
- کاملأ برعکس؛ در حقیقت لطف بزرگی به ما میکنند. چون تمام آنهایی که حاضرند بهترین دوستانشان را ترک کنند، همانجا میمانند...
بخشی از کتاب «شیطان و دوشیزه پریم»، پائولو کوئیلو
...........................................................................
براستی چه چیز از آن شماست؟
برآوردن هر آرزوی درست دل را به آدمی وعده داده اند،منتها این موهبتها تنها زمانی می توانند به سراغمان بیاییند که آنها را ممکن بدانیم ـ زیرا همه چیز باید از طریق تو بیاید نه به سوی تو ! ـ
زیرا زندگی سراسر دریافت امواجی همسان با طیف احساس درونی شماست. احساس دولتمندی کنید تا هر چه بیشتر ثروت را به سوی خود بکشانید.احساس توفیق کنید تا موفق شوید.
با چشم باطن خود چه چیز را می بینید و چه تصاویری را به زندگی خود فرا می خوانید؟ قوه تخیل را قیچی ذهن خوانده اند، پس اگر به شکست فکر می کنید بی درنگ اندیشه هایتان را به سوی موفقیت باز گردانید.ظاهرا کار آسانی است منتها وقتی اندیشیدن به شکست به عادت بدل شده باشد، شکستن این عادت مستلزم جد و جهدی مدام است.البته همیشه نمی توانید اندیشه تان را مهار کنید ، اما کلام خود را که می توانید در کف اختیار بگیرید و سرانجام کلام بر ذهن نیمه هوشیار اثر می گذارد و پیروز می شود.
به هرچه توجه کنید با آن یکی می شوید. پس هرگز درباره چیزهای مخرب سخن نگویید.اما براستی چه چیز از آن شماست؟ همه برکتها و موهبتهایی که با کلام به زبان آمده، یا حتی با کلام خاموش خود به خویشتن عطا می کنید.یعنی هرآنچه با چشم باطن خود می بینید، از آن شماست و فقط ترسها و تردیدهای خودتان شما را از غنایم و خیرو صلاحتان دور نگاه می دارد.به پشت سر نگاه نکنید و به روزهای سخت نیندیشید که دیگر بار گرفتار همان اوضاع خواهید شد.
برای طلوع روزی تازه شکرگذار باشید و در برابر هر امر دلسردکننده یا ظاهر مخالف امور مصون و ایمن بمانید.
فتح و ظفر از آن هوشیاری درون یا خرد برتر است!
نظرات ()سلام
قبل از هر چیز ممنون از تعریف هایی که می کنید و اینکه ببخشید که هر ماه ١ بار بیشتر نمی تونم بیام
اما این بار :
چگونه تغییر سازمانی را رهبری و مدیریت کنیم .
این مقاله به موضوع رهبری و مدیریت تغییر میپردازد و روشها و استراتژیهای برخورد با تغییر را شرح میدهد. رهبری تغییر، استراتژیهای رهبری تغییر شامل رهبری تغییر از طریق قدرت، رهبری تغییر از طریق استدلال و رهبری تغییر از طریق بازآموزی، فرایند تغییر، نقشهای درگیر در فرایند تغییر، معیارهای اجرای تغییر و روش برخورد با مقاومت در برابر تغییر مباحث این مقاله را تشکیل میدهند.
١- رهبری تغییر چیست؟
رهبری تغییر مدلی است که با استفاده از ترکیبی از سبکهای رهبری سعی در آماده نگاه داشتن کارکنان و سازمان برای یادگیری و رشد مستمر دارد. این سبک تا حد زیادی متفاوت از مدل رهبری سنتی است که معطوف به کنترل کارکنان از طریق مدیران است. رهبران تغییر کسانی هستند که به آینده فکر میکنند، مقصد را میشناسند، اعتماد به نفس برای ایجاد تغییر در خودشان دارند و همچنین برای کمک یا هدایت دیگران در ایجاد تغییر صبر و بردباری به خرج میدهند. ما نمیتوانیم تغییرات را کنترل کنیم اما میتوانیم خود را برای آن آماده کنیم.
یک مدیر کارآمد در شرایط متفاوت از سبکها و مهارتهای متفاوتی استفاده میکند. وقتی سرعت تغییر افزایش مییابد و بیشتر بر سازمان تأثیر میگذارد، مهارتهای مورد نیاز برای هدایت سازمان در جریان تغییر به صورت فزایندهای مهم میشوند. رهبران تغییر نیازمند شناسایی نقاط مناسب و موارد اشتباه سازمان خود و دیگر سازمانها هستند.
مدیران با کسب دانش مانند آگاهی از نظریههای حوزه کسب و کار خود، یادگیری استفاده از فناوریهای نو، توانمندسازی خود در تطبیق و اقتباس مهارتها و استراتژیها و پذیرا بودن تفکر خلاق میتوانند به رهبران تغییر تبدیل شوند. رهبران تغییر از تواناییهای خود و افراد پیرامون خود به خوبی استفاده میکنند. آنها باید درباره کارگران فنی (آنهایی که دانش مشخصی دارند) و کارگران دانش (آنهایی که دانش عمومی دارند) اطلاعات مناسبی داشته باشند.
رهبران تغییر وقتی هنوز در سطح سنتی موفقیتهای سازمانی قرار دارند برای تغییر آماده میشوند. آنها ثبات سازمانی و حس تداوم را ایجاد میکنند (بجای ایجاد تغییر به خاطر خود تغییر)، اما در عین حال آماده هستند که از طریق دانش مورد نیاز، تغییر و نوآوری ضروری را ایجاد کنند. رهبران تغییر درمییابند که کارکنان باید از موارد زیر اطلاع داشته باشند:
دو اصل اساسی برای ایجاد تغییر سازمانی وجود دارد: پیوستگی و تغییر. اگر چه این دو متضاد به نظر میرسند اما در واقعیت میتوانند مکمل یکدیگر باشند. کلید برقراری تعادل بین پیوستگی و تغییر جریان ارتباط فوقالعاده است. یکی از اقدامات در تأمین این ضرورت، جلسات ده تا پانزده دقیقهای برای تبادل اطلاعات است. صرفنظر از اینکه جلسات رسمی یا غیررسمی باشند حداقل هفتهای یکبار باید برگزار شوند تا مدیران به اطلاعات لازم دست یابند، از سوی رهبر به اطمینان لازم دست یابند و حمایت شوند. اطلاعات باید بین مدیران گروه تغییر تبادل شود تا فضای اعتماد را بیشتر نشان دهد و افراد را در یک حلقه ارتباطی نگاه دارد.
با تمرکز بر آینده از طریق موضوعاتی مانند بازارهای در حال تغییر، نیازهای مشتری، یا بازطراحی ساختار سازمانی، راه ساختن یک سازمان موفق را به دیگران نشان خواهید داد. در اینجا چند نکته برای توسعه یک روش جدید تفکر ارائه میشود:
در ادامه سه استراتژی رهبری متفاوت برای کار با تغییر ارائه میشود. هر یک از این استراتژیها میتوانند به صورت منفرد یا ترکیبی بکار گرفته شوند.
در این سبک، مدیر:
این سبک رهبری هنگام یک بحران که تصمیمها باید به سرعت اتخاذ شوند میتواند اثربخش باشد.
در این سبک، مدیر:
این استراتژی رهبری وقتی به کار میرود که تغییر اجتنابناپذیر بوده و زمان عامل تعیین کنندهای نیست.
در این سبک، مدیر:
توانایی تغییر بخش مهمی از محیط کسب و کار است. مردم هر روز مجبور میشوند با شرایط خارج از کنترل خود تطبیق یابند تا بتوانند بهرهور و موفق شوند. برخی به خاطر مهارتهای سازمانی و میانفردی خود این کار را بهتر انجام میدهند. شرایط خارج از کنترل میتواند از چیز سادهای مانند بازماندن از انجام کار به خاطر پاسخگویی به تلفن تا موارد مهمی مانند مسئولیتهای کاری جدید را شامل شود.
سازمانهایی که میخواهند به تغییرات موفقیتآمیز دست یابند باید بر فرصتها متمرکز شوند. برای آغاز حرکت در جاده تغییر، باید چند پرسش زیر را از خود بپرسید:
مدل زیر (شکل 1) میتواند برای توضیح فرآیند تغییر استفاده شود که در ادامه، این مدل شرح داده میشود.

شرایط فعلی را تحلیل کنید. در حال حاضر چه کاری انجام میشود؟ در صورتی که تغییری رخ ندهد نتایج شرایط فعلی چه خواهد بود؟ استانداردها و سنتهای سازمانی چه مواردی هستند؟
نیازها، خواستها و آرزوهایی که دیگران را برای ایجاد تغییر تشویق میکند مشخص کنید. مقصد و آرمان تغییر را شناسایی کنید. از طریق ادراک، شهود و درک روندها، دورنما را ترسیم کنید.
به جایی که میخواهید باشید، چگونه میرسید؟ چیستی و چگونگی مورد نیاز رسیدن به مقصد را بشناسید. آیا در یک مسیر ثابت حرکت میکنید یا در میانه راه مسیر را تغییر میدهید. بدون درک روشن از نتایج آینده، استراتژی نمیتواند اجرا شود.
برای اطمینان از اینکه هر قدم یا مرحله از استراتژی اجرا میشود، اقدامات مورد نظر را شناسایی کنید. این اقدامات، اقدامات روزانه اجرای برنامه اصلی هستند. با این اقدامات است که استراتژی موجودیت مییابد و معیار پاسخگویی افراد مشخص میشوند.
وقتی به مقصد رسیدید آیا میدانید کجا هستید؟ آیا به نتایج مورد نظر دست یافتهاید؟ آنچه را که استراتژی و تغییر برای سازمان به ارمغان آوردهاند اندازهگیری کنید.
این مدل برای تعیین مراحل فرایند تغییر توسط مدیران مفید است و به آنها کمک میکند آنچه را که در پی خواهد آمد ببینند.
افراد مختلفی ممکن است در فرآیند تغییر درگیر شوند شامل موارد زیر:
بیش از آغاز فرآیند تغییر، چهار معیار باید برآورده شوند:
حروف اختصاری زیر میتوانند کمک کنند که برخی از موضوعات مربوط به تغییر را به یاد آورید:
وقتی افراد به تغییر فکر میکنند، به صورت خودکار به این فکر میکنند تغییر چه اثری بر شخص آنها خواهد داشت. در محل کار، کارکنان مقاومت زیادی به تغییرات نشان میدهند. برای تأثیر اثربخش بر کارکنان، باید بر این مقاومتها غلبه کنید. هنگامی که میخواهید ایده تغییر خود را مطرح کنید باید پیشداوریها و جبههگیریها، مسائل رفاهی و روشهای سنتی را مورد نظر قرار دهید. مقاومت کارکنان میتواند به یکی از دلایل زیر باشد:
وقتی میخواهید دیگران را برای تغییر آماده کنید به یاد داشته باشید که:
قربانیان و بازندگان تغییر اگر قدرت بخواهند ممکن است مقاومت کنند. اگر مقاومتکنندگان موفق باشند، پیروز میشوند و به قدرت میرسند. بنابراین مقاومتکنندگان با دستیابی به حس قدرت، میتوانند بر دیگر کارکنان تأثیر گذاشته و یک سد واقعی در برابر تغییر ایجاد کنند.
نکات اصلی برخورد با مقاومت و حذف سد تغییر شامل موارد زیر است:
منبع : Gatto, R.P. 2000. The smart manager's F.A.Q. guide: a survival handbook for today's workplace. San Francisco: Jossey-Bass.
نویسنده : گاتو، رکس پی مترجم : امیدوار، مجید
در ضمن با پیشنهادات و انتقادات من و راهنمایی کنید. متشکرم
نظرات ()دوست گرامی سلام
امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست، پس اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید
اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد. زندگی هنگامی به شما پاداش خواهد داد که موفقیت را بعنوان یک حق آسمانی پذیرفته و باور داشته باشید. مجبورنیستید در موقعیت موجود باقی بمانید . این بستگی به تصمیم گیری خودتان دارد . می توانید هر لحظه تغییر کنید
هیچ وقت برای لذت بردن از زندگی و برای عوض شدن دیر نیست. هرکس که در زندگی زودتر تغییر کند زودتر موفق خواهد شد...
برای داشتن آنچه تا کنون نداشته ام باید کسی شوم که تا کنون نبوده ام
نظرات ()

